![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق.... |
|
سپاس تو را که به هر کس سپری از تنهایی بخشیده ای تا تو را فراموش نکند...!
میخوام از تو بنویسم... از تویی که از جنس نوری... از سرزمین مهربانی... از دیار محبت... از تبار پاکی... و زاییده ی عشقی... از تو که برام خیلی عزیزی که یه دنبا مهمی... میخوام بگم مدیونتم خیلی زیاد آخه خیلی چیزا رو فقط تو تونستی یادم بدی... تو یادم دادی که همه ی عشق رسیدن به اینه که درست لحظه ی رسیدن پرواز کنی... که گاهی رسیدنها با نرسیدن معنا میشه... که........بین عاشق و معشوق فقط عشق پایدار میمونه... عزیزترین بدون تو نمیشه زندگی کرد... باش تا باشم... و باشیم تا بی بال و پر پریدن را معنا کنیم... تا فریاد سکوت را معنا کنیم... تو هستی کمک کن من نیز باشم و بمانم...!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 0:41 توسط آرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما ساکنان معبد عشقيم
آنجا ز کفر و دين خبري نيست مقصد اگر حريم تو باشد بر هيچ فرقه بسته دري نيست |
| نوشته های پیشین |
|
86/04/01 - 86/04/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 |
| پیوندها |
|
آرزوهای بر باد رفته احساس جایی به اسم وبلاگ عشق@دوستی@صداقت... آجیل باران عشق عشق را زیر باران باید جست ستایشگر انشای بی پایان |
|
RSS
|