تبليغاتX
فریادسکوت
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق....
سلام به همه ی دوستای خوبم
وقتتون بخیر و امیدوارم  که همیشه عاشق باشید و آرام و رها...........


راستش میخواستم از همتون تشکر کنم برای همه چیز......همه ی خوبیهاتون....و........و.......و......
نمیدونم باید برای رسیدنها برم یا نرسیدنها....فقط میدونم باید رفت....رفت.....رفت......
شما همتون خوب بودید.......... اگر از من بدی دیدید حلال کنید............
شاید یه روز برگردم......شاید............شاید............شاید..............


فقط یه چیزی ........ ............... ......عشقت رسد به فریاد،ار خود بسان حافظ                                    
                            قرآن زبر بخوانی در چارده روایت

حرف آخر:
یه روزی میاد که.........یه روزی میاد که به آخر خودت میرسی.......یه روزی که خودت هستی با خودت.... اون روزی که دلت میخواد حتی توی هوای آلوده ، پاک تنفس کنی.......
اون روزی که دوست نداری آسمون رویاهات ابرای تیره داشته باشه......اون روزی که دلت میخواد گمشدتو توی آسمون پیدا کنی..............
اون روزی که دوست داری بیشتر نداشتنو تجربه کنی تا داشتن......اون روزی که رنگ بودنت رنگ آبیه......

اون روز فقط دو چیز به دادت میرسه.....عشق و ایمان.....آره....عشق و ایمان..... 

  به این دو باید خیلی بها بدی....تا وقتی......تا وقتی تنها میشی یه چیزی واسه افتخار داشته باشی.... تا دلت یه وقت نلرزه واسه آبی نبودن تنهایی هات.......تا یه وقت............تا.......تا..........تا..............


خب دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمیشم........از همتون ممنونم که توی این مدت کنارم بودید.........


آبی باش........ آبی بمان....... آبی زندگی کن........ و آبی زنده شو........ تا بتوانی هوای دل آبیت را داشته باشی.............تا یادت نرود آبی زاده ای و از نسل بارانی...........

امیدوارم خیر دنیا و آخرت نصیب همتون بشه

عاشق باشید و با ایمان
به امید امید همه ی عاشقان با ایمان

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 1:56  توسط آرام | 
به امید امید همتون

 

 


حرف آخر: 

یه روزی...

یه جایی...

یه چیزی...

یه کسی...

صبرداشته باش. 

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 10:59  توسط آرام | 
دریچه ی قلبت را بگشا بر روی آسمانی کز ابری بودنش

                                               خواهی آموخت همدلی را با قلب شکسته ای

                                کز عشق نمیداند هیچ

                                            مگر شکسته شدن و

                                                              دم بر نیاوردن را...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 22:10  توسط آرام | 
 

مرا کسی نساخت،خدا ساخت؛


نه آنچنان که "کسی میخواست"،که من کسی نداشتم.


کسم خدا بود،کس بی کسان.


او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش میخواست
.

+ نوشته شده در  شنبه 26 اسفند1385ساعت 6:43  توسط آرام | 
شاید باید گذشت باری دیگر
اما...نه از هفت خان رستم که از خود باید
شاید باید رسید اما نه به آرزوهای دور و دراز که به خود
شاید چشمها را باید شست اما نه با آب جاری که با آب دیده
شاید باید در پی عشق بود اما نه عشق زمینی که عشقی آسمانی
شاید باید از نو آغاز کرد اما نه برای رسیدن به پایان که برای رسیدن به آغاز
شاید باید پرواز کرد اما نه برای رسیدن که برای نرسیدنها
شاید باید دوباره خواست اما نه تحقق آرزو را که تحقق حق را
شاید باید دعا کرد اما نه برای پیروزی که برای حس خوب موفقیت
شاید باید ترسید اما نه از شکست که از حس بد شکست
شاید باید حرکت کرد اما نه به امید نتایج که به امید توکل
شاید وقت آن رسیده باشد که باید درک کرد که در رسبدنها حکمت است و در نرسیدنها رحمت
شاید گاهی باید بین حکمت و رحمت ،رحمت را بر گزید...

تا به حکمت رسید تا به صاحب این دو رسید تا به عشق رسید...

            تا باید به یاد آورد که از نسل باران بودن ارزشش به پاک شدن است...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 23:8  توسط آرام | 
سپاس تو را که به هر کس سپری از تنهایی بخشیده ای تا تو را فراموش نکند...!
میخوام از تو بنویسم...
از تویی که از جنس نوری...
از سرزمین مهربانی...
از دیار محبت...
از تبار پاکی... 
و زاییده ی عشقی...
از تو که برام خیلی عزیزی که یه دنبا مهمی...
میخوام بگم مدیونتم خیلی زیاد آخه خیلی چیزا رو فقط تو تونستی یادم بدی...
تو یادم دادی که همه ی عشق رسیدن به اینه که درست لحظه ی رسیدن پرواز کنی...
که گاهی رسیدنها با نرسیدن معنا میشه...
که........بین عاشق و معشوق فقط عشق پایدار میمونه...
عزیزترین بدون تو نمیشه زندگی کرد...
باش تا باشم...
و باشیم تا بی بال و پر پریدن را معنا کنیم...
تا فریاد سکوت را معنا کنیم...
تو هستی کمک کن من نیز باشم و بمانم...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 0:41  توسط آرام | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 2:13  توسط آرام | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 1:30  توسط آرام | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 14:45  توسط آرام | 

  " خدا"

 همینجاست روی  زمین

 فقط باید بگی:

 " بسم الله 

 الرحمن

 الرحیم."

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 6:56  توسط آرام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ما ساکنان معبد عشقيم
آنجا ز کفر و دين خبري نيست
مقصد اگر حريم تو باشد
بر هيچ فرقه بسته دري نيست

نوشته های پیشین
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
پیوندها
آرزوهای بر باد رفته
احساس
جایی به اسم وبلاگ
عشق@دوستی@صداقت...
آجیل
باران عشق
عشق را زیر باران باید جست
ستایشگر
انشای بی پایان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان